.
|
. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 90/09/04 و ساعت
9:44 قبل از ظهر |
در تاریخ افغانستان ، شهادت جانگداز فرزانه فرزند دلیر احمد شاه مسعود (رح) قهرمان ملی ، سر دار پرافتخار جهاد ومقاومت وفاتح جهاد افغانستان یک روز فراموش ناشدنی است.
هفته شهید وروز شهید را به ملت شهید پرور وآزادی خواه افغانستان ، ا زصمیم قلب تبریک وتهنیت گفته ، ا زخداوند منان رجامندم که باز ماندهگان شهدا ، معیوبین ومعلولین ومهاجرین افغان را ا زگزند روزگار در حفظ وامان خود داشته باشد، و ارثین شهدا راه روان واقعی آرمان شهدا ومجاهدین هستند. سردار شهدا جهاد ومقاومت مردم افغانستان روحش شاد باد . وملت اش آزاد باد.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 90/06/16 و ساعت
3:34 بعد از ظهر |
دوستان عزیز!
فرارسیدن ماه مبارک رمضان ُ ماه الهی ماه با برکت ورحمت ومغفرت را به همه روزه داران جهان اسلام بویژه مردم مجاهد ومقاوم وسرفراز افغانستان از صمیم قلب مبارک باد میگویم . امید وارم در این ماه پرفیض وبرکت ا زتمام نعماتی را که الهی که نصیب روزه داران نموده است بی نصیب نه گردیم . هرلحظه وساعات مان در این ایام در عبادت ، خدمت وصداقت سپری گردد. واز برکت این ماه مبارک خداوند مارا از شهر نفس اماره واز خواهیشات نفسانی وغرورنادانی واز دام ومکروحیله شیطان جن وانس نجات بدهد. ومردم افغانستان را توفیق بدهد که در کشور ویرانه وشهید پرور صلح وامنیت پایدار حکم فرما گردد.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 90/04/15 و ساعت
8:1 قبل از ظهر |
ترکیه زمانی یکی ا زقدرتمند ترین امپراتوری سرزمین اورپا واسیا وبالکان به عنوان کشور بزرگ اسلامی وعثمانی شناخته می شد، در سال 1915 توسط دشمنان اسلام واشغالگران انگلیسی ، فرنسوی، ایتالیاوی مورد تجاوز و اشغال قرار گرفت ،سرانجام مجاهدین وجان برکفان سرزمین اناتولی وترکیا با شمار از جوانان مسلمان جهان اسلام در فتح چاناک قلعه دشمنان اسلام را د رمیدان نبرد سرکوب ونا بود کرده وبنا حکومتی
جدید را پایه ریزی کردند ، جاهای دیدنی این کشور در قسمت ها ی مختلف ترکیه قرار گرفت ، وچون سرزمین ترکیه ا زتاریخ کهن بر خوردار بوده وامپراتوری های مختلفی دراین سرزمین حکومت کرده وآثاری از خود به جای نهاده اند، هر جای این کشور آکنده از یاد گاران دیرین می باشد.در استانبول می توان از دولمابا غچه ، کاپالی چارشی، آدالار، مسجد سلطان احمد فاتح، موزیم ایا صوفیان ، توپکاپی سرای ، تورک میناتور، ....................دیدن نمود.درسال 2009/4/28در سفری که به کشور ترکیه داشتم ، ابتدا وارد شهر انکارا شدم، سپس به شهر استانبول رفتمپس از طی نمودن پنج نیم ساعت مصافه سرانجام از انقره به استانبول رسیدیم .استانبول شهری است که از سه بخش تشکیل شده است . قسمت آسیایی که تنگه بسفر(استانبول بغازی) آن را ازقسمت اروپایی جدا کرده و قسمت آسیایی تازه ساخت است .بخش اروپایی هم توسط یک خلیج به دوحصه تقسیم شده است قسمت اروپایی قدیمی و تاریخی می باشد استانبول پیش از اینکه توسط ترکهای مسلمان به فرماندهی ( فاتح سلطان احمد ) فتح شود به نام کنستاپولیس یا قسطنطنیه مسمی بود و سالها پایتخت امپراتوری روم شرقی و بیزانس بوده است که پس از فتح توسط ترکها به اسلامبول تغیر نام یافت و سالهای زیادی هم پایتخت امپراطوری عثمانی بود بعد از انقراض وانحطات امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و اشغال استانبول توسط متجاوزین انگلیس یونان و فرانسه ومتعاقباً جنگهای استقلال به رهبری آتا ترک پایتخت ترکیه به آنکارا انتقال یافت ولی استانبول همچنان به عنوان مهمترین وتریخی ترین شهر ترکیه است.سرانجام پس از رسید ن به استگاه عمومی (استانبول انقره )به موتر دیگری نوع اتوبوسسوار شدیم به استقامت های مختلف شهر جهت رسانیدن مسافرین در سرکهای فرعی گشت وگزارکرده تا اینک سایر سواری ها ا زموتر پاین شدند،این مدت فقط یک ساعت را در بر گرفت بس از گزشت یک ساعت به استگاه ( حرم) رسیدیم ،این استگاه در قسمت آسیایی استانبول در نزدیکی قصر حیدر پاد شاه واقع شده است و استگاه بسیار بزرگی است و وسایط مسافربری زیادی در آنجا بود که از این استگاه به تمام شهر های داخلی ترکیه سفر می کردند. بعد از گرفتن چانته وبکس دستی به سمت استگاه فرعی رفتیم در آنجا یک عراده موترتیزرفتار به استقبال مایان آمد ه بود. آقای مصطفی را دیدم البته تا آن لحظه ایشان را ندیده بودم ولی روی یک جدول در ورق اسم من وهمرا هانم را نوشته و در دستش گرفته بود به او نزدیک شدیم و سلام و احوالپرسی کردیم .شخص دیگری لباس نظامی در تن داشت قیافه اش خیلی منظم به مانند او تا به حال ندیده بودم در داخل موتر موجود بود.سپس سوار اتوبوس ( T.S.K)شدیم وبه سمت مالتپه محله سی ( کوچک یله ) راه افتادیم بعد از گذشتن از چندین سر کها زیبا و تمیز بهK.k Lisan Okulu Komutanlığı Türkçe Bölüm Başkalığıرسیدیم واز اتوبوس پیاده شدیم شب است ساعت 2:30شهر استانبول چراغان همه جا روشن جاده ها پیاده روها همه با چراغ ها روشن منا ر های بلند مساجدنمایی زیبای را به این شهر ها داده است. روز قبل هوا بارانی بوده و صبح هوا بسیار لطیف و دلپذیر بود هوتلی که قرار بود به آنجا برویم( گازینو) نام داشت حدود صد متر با خوابگاه فاصله داشت به نظر من هوتلی بود در حدعالی اتاقی که برای افسران ارتش35 کشور جهان ریزرف شده بود د رساعات معینه خالی می شدروز نخست . برای صرف صبحانه به غذا خوری که طبقه پاین هوتل بود رفتیم صبحانه به صورت درست ومنظم سرویس شده بودآنجا دور یک میزبا همراهانم نشستیم بعداز صرف چای صبح به صنف درسی رفتم مصطفی آل بای یک تن از استادان زبان ترکی مرا به دوستانش وهم صنفانم معرفی کرد از اینکه ترکی بلد بودم و با آنها راحت صحبت می کردم خوشحال بودم من هم در رابطه به زندگی شخصی وظیفه واوضاع افغانستان به ایشان معلومات بیشتری اراعه کردم زیرا زبان ترکی را در افغانستان آموخته بودم وشمار از ترک ها هم با من ترکی صحبت می کردند ، همصنفانم بالنوبه خود را به من معرفی نمودند . البته برای همه افسران ترجمان وجود نداشت تا حدی ترکی می دانستند. مشکلی از این لحاظ به وجود نمی آمد. د راکثر اوقات هنگام صحبت وقصه ها بعضی از جملات را که برای من نامفهوم بود دوستم آقای ذکرالله « زاهد » ترجمه می کرد.دور میز مردی سیاه گونه و خوش سیما با موهای بور و چشمان سیاه نشسته بود به نام آقای معصوم که افسر ارتش قوای بحری بنگلدیش بود وبسیار شوخ طبع که چند بار هم به ترکیه به تحصیل آمده بود بعد از ختم صحبت ها یم در مورد کارو شغلم سوالهایی را از من پرسید .صنف مملو بود از مداومین ، بنگلدیش ، سوریه ، گبیا ، الجزایر، آزربایجان ، گرجستان ، من آخرین مدا وم بودم که سه روزناوقت ترنبست از دیگران به استانبول رسیده بودم نقطه جالب این بود که دراولین ساعت تفریح همصنفانم از من این پرسش را می کردند: sen muselman mısinآیا شما مسلمان هستید؟ .د رسال 2009/4/28 ، پس ازسپر ی شدن نه روز در شهر استانبول بتاریخ 2009/5/6 برای اولین باربه یکی از جا های دیدنی استانبول( مینا تورک) ،رفتم ودیدن نمودم ، ساعت هشت صبح به وقت استانبول با جمع از دوستانم د رموتر ی نشسته ازمحل ( کوچک یله )به طرف میناتورک حرکت کردیم ، سرک ها خیلی مزدحیم بود ،با رسیدن درنزدیک پول استانبول جاده ها وچهار راهی ها به اثررفت آمد موترها کاملاً مسدود شده بود، بس از نیم ساعت توقف وانتظار سرانجام راه بندی باز شد دریور به رفتار خود ادامه داد .تا اینک به پارک مینیا تورک رسیدیم. پارک مینیا تورک miniaturk: این پارک که به شکل مینیا توری تنظیم شده است که هر بننده را به حیرت می اندازد خیلی زیبا وجای دیدنی است این پارک درسال 2003افتتاح شده ، که شامل مدل کوچک شده همه بنا ها ، ساختمانها ، اماکن مقدس ، وآبدات تاریخی ترکیه و شماری از کشور ها می باشد.مینیا تورک در فاصله نزدیکی میدان تقسیم استانبول واقع است. هنگام چکر وگردش در بین ساختمانها یی که به صورت دقیق ودرست به مانند اصل انها ساخته شده اند هنگام دیدن کوچکترین تفاوت در شکل ودیزن آنها دیده نمی شود مانند مسجد آیا صوفیا ، سلطان احمد جامع سی ، پل معلق استانبول وکشتی وکلیساه ارتودکس ، کوه نمرود ، کپه دوکیها ، قریه میردان ، موزیم ظفر ، میدان فوتبال فنر باغچه ، آرامگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی، قصر دلماباغچه ، آبدات تاریخی چانک قلعه و................ داخل شدن هر نفر به پارک مینیا تور 10لیره است رستورانت ومیدان بازی وساعت تری برای اطفال وکودکان در محوطه وجود دارد. شک وتردید وجود ندارد که سرزمین ترکیه ا زتاریخ کهن بر خوردار بوده وامپراتوری های مختلفی دراین سرزمین حکومت کرده وآثاری از خود به جای نهاده اند، هر جای این کشور آکنده از یاد گاران دیرین می باشد. حدود نیم ساعت پس از وردم د ربیرون دروازه اولی پارک انتظار ماندیم ،خلاصه اینکه همرای دوستانم ، داخل صحن پارک مینا تورک شدم ،با ورود به صحن پارک، خودم را به پنجره روبه خلیج رساندم واز پرده نازک به بیرون نگاه کردم .آن طرف خلیج مقابل مینا تورک آپارتمان ها ی چند طبقه ومنار های مساجد شریف به زیبا ی این منطقه چنان افزود که دیده را درخود خیره می کرد.(مصفی آ ل بای) یک تن از استا دان ترکی چین گفت: از جریان دید وبازدید ، از تمام آثار ومحلات ( مینا تورک ) باید فلم برداری صورت گیرد ، تا به عنوان خاطره ویا دگار در نزد هرکدام مان باقی بماند. دوستم بنام ( سپاس ) ا زبلغارستان با کامره خود به فلم برداری شروع کرد وتا آخرین لحظه قدم به قدم با حوصله مندی تام فلم مستند یکنم ساعته را از مینیا تورک ثبت نوار نمود. کسان که به زبان ترکی ویا انگلیسی درست تکلم می کردند ویا اقلاً حل مطلب می نمودن با رسیدن به هر بنا وعمارت ومحله تاریخی بخاطر آگاهی از تاریخ وساخت آن با تماس قرار دادن کارت مخصوص به دستگاه همه چیز درمورد آن شنیده می شد.د رجریان گشت وگزار به محوطه پارک همرا هانم با یکدیگر شوخی ومزاق داشتند ، پس از چند قدمی محل عکس برداری رسیدیم که با پوشیدن لباس وینفورم سلطان های عثمانی عکس گرفته می شد. من هم به خاطر یاد بود قبا ی سرخ به تن وکلاه نمیه سرخ وآبی به سرکردم وچند قطعه عکس بطور یاد گاری فی قطعه عکس در بدل پنج لیره گرفتم. سپس به منزل تحتانی رفتیم که تمام عساکرترک ومردم ملکی از دوران جنگ اول ودوم جهانی به شکل مینیا توری سمعی وبصری ترتیب وتنظیم شده که با دیدن همان صحنه نبرد ومبارزه را در ازهان بیننده مجسم می سا زد.آواز آذان محمدی وصدا انداخت وپرتاب مرمی توپ در فضایی این موزیم طنین انداز است. پارک ا زورود اطفال خانم ها و توریست ها پر جم جوش به نظر می رسید کودکان ومعلمه ها از مکتب به دیدن این پار آمدند شادی کنان ا زمنظره زیبا این محل تاریخی تماشا می کردند ولذت می بردند. هنگام خروج از مینا تورک در دهن دروازه تمام آثار وآبدات تاریخی از قبیل مساجد شریف ، کلیسا ، منارها ، جام ها منقش با آیه مبارک وتابلو ها حکاکی شده به شکل ظریف وبه مانند اصل تمام آبدات واماکن تاریخی ترکیه ساخته شده بود که به بخاطر فروش آن به معرض نمایش گزاشته شده بود . پس از خروج از این پارک به تپه مرتفع رفتیم که قبرستان موقعیت داشت ودر اطرف این گورستان هوتل ورستورانت ها مجلل واقع است یکی از بهترین جای برای سرگرمی وتفریح است از بلندی تپه شهر واطراف خلیج استانبول دلکش وزیبا بنظر می رسد. شمار از مرد ان وزنان بالای تربت بزرگان دین جهت دعا وآمرزش به روح آنها مصروف بودند. پس از گشت وگزار جهت صرف غذا چاشت به هوتل (اردوغوان) درجاده که به میدان تقسیم منتهی می شد واقع بود، رفتیم . این هوتل با داشتن 35 طبقه یکی از زیبا ترین هوتل ها ی اطراف میدان تقسیم به به شمار می اید .
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/11/19 و ساعت
11:24 قبل از ظهر |
روز شنبه 12/10/1388 هـ شـ ساعت 02:15 بعد ا زظهر به وقت کابل ، در جریان انجام وظیفه رسمی در داخل شعبه بودم ، نا گاه زنگ تلیفون جیبی ام به صدا درآمد ، داخل تماس شدم آن گاه دانستم که شخص بنام رحم الدین است موصوف همسایه نزدیک وشوهر دختر عمه من نیز می باشد، او برایم گفت: د رکجا هستی ؟گفتم: در دفتر .موصوف علاوه نمود : در شهر چاریکار هستم ، فعلاً خانمم بسیار مریض است ، تو درکابل هستی ، تا رسیدنم به خانه ، شما به محل رفته و مریض را به شفاخانه انتقال بدهید !
از شنیدن همچو جملات خیلی متعجب شدم ، به خود گفتم : بایدهرچه عاجل به محل ( سرتپیه سمنت خانه ) بروم تا بتوانم به این اقارب وهمسایه نزدیکم خدمتی انجام بدهم ، حین که ازسرک عمومی مکرویان اول به طرف کوچه فرعی عبور می کردم ،از عقب ام صدای آشنای به گوشم رسید: یک دقیقه صبر کنید شمارا کار دارم .به عقبم نگاه کرده وبعداً دیدم که یکی از دوستانم بنام فضل باری به طرف من می آیند، ایشان واقعاً شخص صادق وزحمت کش د ربین مردم محل می باشد، اوبسیار به عجله خودرا نزدم رساند ، به طرف او نگاه کردم ، ا زچهراش خسته وپریشان به نظر میرسید ، به اوگفتم : کاکا فضل باری! انشا الله خیریت است؟ آیا خانم رحم الدین مریض است؟ می دانی وضعیت صحی اش چطور است ؟ درپاسخ این نوع پرسشها بدون کدام مقدمه به صراحت لهجه ایشان برایم چنین گفت: احمد یا سر فرزند تان از ساعت 08 صبح تا بحال مفقود الااثر می باشد. ، مردم محل پیروجوان زن ومرد همه به چهارا طراف در پرس وپال وی هستند ، از صبح تابحال اثر وخبری ازوی در دست نیست .او افزود : نماینده ( محمد رسول نظری ) را یک ساعت پس از مفقود شدن( احمد یا سر) در جریان قرار دادیم . اوپس از اطلاع تمام بخش های امنیتی( حوزه شانزدهم پولیس وحوزه هشتم پولیس) را در معرض آگاهی ا زموضوع مفقود شدن قرار داده وچندین قطعه عکس را نیز به ماموریت های پولیس تسلیم کرد، درحین زمان به چندین مساجد ناحیه هشتم وناحیه شانزدهم شهر کابل رفته اعلان مفقود شدن راتوسط امامان مساجد نیز پخش کردند.تا کسی ا زوی اطلاع داشته باشندبه محل ویاماموریت پولیس را درجریان قرار دهند.پس ا زشنیدن حرف های کاکا فضل باری .چنین گفتم : خدا مهربان است انشا الله فرزندم پیدا خواهد شد ، ایمان کامل به خدادارم به هیچ کس ضرر نه رساندم ، فقط در زندگی هدف خدمت به مردم را دارم ، خداوند به نیت انسان می بیند وا زضمیر بنده خود آگاه است ، فقط عشق به خدا ومردم دارم ، به امید خدا وند متعال یک موی ازسری فرزندم خیانت نمی شود.صحبت کنان هردو به طرف منزلم رفتیم ، با ورودم به دروازه حویلی ، مهمان خانه را دیدم که شمار از همسایگان با جمع از مهمانانم در یک فضایی غم انگیز اشک حسرت از دیده شان می بارد، ا زهما ن هنگامیکه داخل اتاق نشیمن شدم وجود م را غم واندوی گم شدن فرزندم فرا گرفت ، زیرا طبق معمول هر روزحین داخل شدنم به خانه فرزندم ( احمد یا سر) نسبت علاقه ومحبت مفرط که با من داشت به استقبالم می شتافت ،روزانه معمولاً پس از انجام وظیفه حین رسیدن به خانه برایم می گفت: پدرجان امروز برایم چی آوردی ؟ مجله عکس دارد؟ به من بدهید ، ویا ا زقلم پرسان می نمود زیرا به قلم وکاغذ ومجله وکتاب علاقه مند بی مشابه است اما امروز کسی به پذیرائی من نیامد، سروصدا ی ا زیا سر جان به گوشم نه رسید، به اطراف خود نظر کردم ، اسباب وسامان بازی وی در صحن حویلی پراگنده به زمین افتیده بود ولباس هایش را باد در تناب می لرزاتد ، جمپر زمستانی اش در کنج خانه افتیده بود، با دیدن این وضعیت روح وروانم در منجلاب غم وانده چنان غرق شد که گویا این روز روشن درنظرم به مانند شب تار است .چند لحظه بعد با شماری ا زهمسایه ها یم ا زخانه بیرون شدم ،درقسمت از راه فرعی آمدیم، که در آنجا افراد ی را دیدم که لابالی وبیکار به بهانه آب خوری در دهن یک دروازه استاده اند، می خواهد تا موجب ازار وازیت اعضای این خانواده شوند با دیدن آن وضعیت در مقابل آنها از خود واکنش تند گونه ا زخود نشاندادم ، گفتم : شما کی هستیند؟ در عقب دروازه این مرد چرا استاد اید؟ این خانه از شما ست ویه این چی وابستگی داریند؟ می دانید امروز ازاین محل طفل من مفقود گردید؟ زیرا من می دانستم که آنها از محلات دورتر معمولاً بخاطر آزار واذیت مردم به این محله می آیند، با تاءسف باید گفت : که تا بحال جلوی بی بند وباری همچون افراد ولگرد را نه پولیس ونه هم مردم محل گرفته نه توانست. آنها بدون درنگ به طرف هجوم آوردند تا مرا مورد لت وشتم قرار دهند ،اما آنها موءفق به این امر نشدندزیرا همراهانم نگذاشتند که زدو خورد بوجود آید وبه اسرع وقت ا ز جال وجنجال بین مان جلوگیری نمودند.گاه گاهی گمان می کردم که آیا این طفل معصوم اختطاف شد ؟ ویا کسی قصداً ا زروی کنه وکدورت ربود ویا پنهان نموده باشد؟ عجیب وغریب سوالات در ذهنم بروز می کرد.قصه کوتاه ا زاین افراد دورشدیم وبه رفتار خود ادامه دادیم ،تا اینک دربیرون از کوچه و محل رسیدیم که اطفال دیگرمحلات همجوار سر گرم بازی وشوخی بودند ، ا زآنها قضیه گم شدن راپرسان نمودم : قندولک ها امروز در این جا ه یک بچه با لباس پلنگی وچهر سبزینه وموهای زرد گونه نه دیدیند؟ ا زمیان شان طفل جسور وهوشیاری چنین گفت : ساعت 8صبح اوبچه د رهمین جای بود بعد از چند لحظه به استقامت سرک عمومی کارته نو حرکت کرده ومی گفت : به وظیفه می روم ، پولیس ملی می شوم ، پس ا ز شنیدن حرف های این طفل دانسته مطمئن شدم که احمد یاسر به سمت ناحیه هشتم شهر کابل رفت ، در قسمت سرک اول ، دوم سوم کارته نو شروع به پرس وپال نمودیم تا اینک شام نزدیک شد و خبر از آن طفل معصوم د ر دست نیامد ، مایوس ناامید به طرف خانه روان بودم ، فقط می خواستم یک قطعه عکس اش را گرفته تا به چند شبکه تلویزیونی داده تا ا زطریق رسانه ها ی تصویری اعلان نمایند.به همین منظور پریشان حال ودلشکسته به طرف منزلم روان بودم که زنگ مبائیل به ناله درآمد ، بلی گفتم .پس دانستم که در خط محمد رسول نظری نماینده مردم محل قرار دارد ، او برایم گفت : احمد یا سر در پوسته پولیس واقع تپه کارته نو د رنزد پولیس موجود است . شما به این محل تشریف بیاورید ، از نزد پولیس فرزند تان را تسلیم شویند .با شنیدن این خبر خوش همرای شمار از دوستان وهسایگان به پوسته امنیتی پولیس رفتیم ، هنگامیکه در آن موقعیت رسیدم نخست اظهار شکران بی حدا زخداوند منان و سپس ازهمکاری بی مانند پولیس ناحیه هشتم شهر کابل بالاخص قوماندان پوسته تپه کارته نو حسیب الله خان ونماینده مردم محل محمد رسول نظری نمودم بعدًآ فر زند م را در آغوش گرفتم آن لحظه دانستم که اولادواقعاً نوردیده انسان است زیرا از دیدن فرزندم چشمم روشن شد،.قبل از رسیدن ما به آمریت پولیس یک تن از افسران پولیس هشصد افغانی بخاطر رساندن احمد یا سر به خانواده اش مصرف کرد ،اما موء فق به پیدا نمودن خانه نشدند زیرا نه فرزند م آدرس را می دانست ونه هم پولیس پیدا کرده توانست .سرانجام با اظهار شکران با آنها خدا حافظی نموده وا زنزد ایشان مرخص گردیدیم افتخار به همچون پولیس ، نماینده ومردم وملت که خود را درغم وشادی یک دیگر شریک می سازند و تا آخرین لحظه از دلجوی وهمدردی دست نمی کشند .با آنکه فرزندم پنج سال دارد هنوز رای رفتن وآمدن خودرادرست نمی داند ، فقط ناخود آگاه بر خلاف هر روز از خانه بیرون شد ورفتار خود ادامه داد باید گفت : که این کودک هرگز نمی تواند به پای خود این قدر مصافه طولانی را طی نماید . زیرا آنجا را ندیده بود .
پرسش این است که: این طفل پنج ساله به کدام انگیزه رفتن به شهر کارته نورانبست به بودنش درخانه یعنی درنزد ی خانواده اش ترجع داد ه است؟شک نیست که بدون انگیزه پیشرفت وموفقیت درست به دست نمی آید ، هر اندازه انگیزه بیشتر باشد انسان کامیابی بیشتری را کسب می کند.علت بوجو آمدن انگیزه برای ( احمد یا سر ) را د راین نکته می دانم که جامعه وخانواده به( پولیس واردوی ملی ) ارج می نهد وخانواده نیز برای فرزندان که بدنبال پیشرفت می روند ارزش بیشتری قایل می شود . می توان گفت که انگیزه پیشرفت با آموزشهای خاص وسرمشق قرار دادن افراد موفق به وجود می آید،زمانی که ( احمد یاسر) د رمیان هم سالان وکودکان می گویند: به وظیفه می روم ، پولیس می شوم و به شکل موزون قدم به استقامت شهر حرکت می کنداین واقعیت را روشن می سازد یعنی این طفل درچهار سالگی دریشی پلنگی را انتخاب کرده بود ودر بین هم سن وسال خود گاهی در نقش پولیس ویا گاهی هم در نقش یک افسر ارتش بازی وساعت تیری می کرد، قابل ذکر است که وقت کودک به دنیا می آید برای رفع نیاز های زیستی خود به طور مطلق به پدرومادر وابسته است ، اما وقتی کودک بزرگ می شود ، طبق تجربه ها ی قبلی خود دنبال راه هایی می رود که قبلاً تجربه کرده است وبیشتر در جهت هدایت می شود که اجتماع پسند است.+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/10/19 و ساعت
2:13 بعد از ظهر |
از پنجشیر تا دیاراندیشه وخیال ( قونیه ) Toprak genişliği bakımından türkiye nin en büyü arazisine sahip . Pek çok uygarlığın izlerini taşınyan konya Anadolu Selçuklularına ve Karamanlılara başkentlik yaptı. در 26قوس 1356هـ شـ در قریه کرپیتاب واقع پریان پنجشیر چشم بدنیا کشودام .پدرم پیشه زراعت ومالداری داشت .بناً ا زنگاه اقتصادی زندگی نسبتاً مرفه داشتیم . اومدت دوسال عسکری اش را درفطعه کماندو444 بالاحصارزمان شاهی به پایان رسانید ودر این مدت 22پرتاب پراشوت انجام داد ادامه مطلب + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/09/29 و ساعت
1:33 بعد از ظهر |
انشا الله به ذودی خدمت دوستان و علاقه مندان محترم وب لایک پریان باستان خواهم رسید ُ ومطالب خوبیعنی جالب و خواندنی را خدمت تان بروز خواهم داد.+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/08/27 و ساعت
10:6 قبل از ظهر |
هفته شهید یاد ی از خاطرات شهدای جهاد ومقاومت مردم افغانستان است.
مردم افغانستان در ۱۸سنبله یعنی ۸سال قبل بزرگترین فرزند دلیر وراد مردتاریخ کشورشان را از دست دادند. یعنی مسعود بزرگ رهبر اصل جهاد ومقامت عملاْ کمونیزم وترور ریزم را شکست ونام افغانستان را در جهان به ماندگار گزاشت. روحش شاد باد. راه اش ادامه دارد. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/06/21 و ساعت
10:53 قبل از ظهر |
مردم افغانستان بار دوم به پای صندوق رای خواهند رفت تا شخص دلخواه شان وخدمت گزاری را به این مرزبوم عنوان رئیس جمهور برای پنج سال آینده انتخاب نمایند.
بلی ! مردم افغانستان به رهبر ضرورت دارد که از میان مردم به پاخیزد ودر میان مردم باشد واز بیگانه پرستی وخود کشی دوری نموده در خدمت این سرزمین باشد. به امید انتخاب دقیق ودرست ، شناخت همه جانبه از کاندیدا ریاست جمهوری برای هر افغان واجب است تا شاهد یک تحول عظیم مثبت در ابعاد مختلف درکشور مان باشیم.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/05/20 و ساعت
10:54 قبل از ظهر |
بتاریخ 18 ثور 1388 خورشیدی مطا بق 9 میس 2009 محفل ویژه در سا لون( بزرگ کنفرانس های اکادمی های ترکیه درشهر استانبول ) با اشتراک قوماندان اکادمی های حرب ترکیه ستر جنرال حسن( اقسوی) و شخصیت های سیاسی ، نظامی و فرهنگی 27 کشور ( اسیایی ، اروپایی ، افریقایی و امریکا ) و همچنان محصلین و افسران مداوم نهادها ی اموزشی کشور های ذیر بط ازان جمله محصلین و افسران مداوم افغانستانی نیز اشتراک ورزیده بودند دایر گردید. محفل با سخنان دگروال لیونت اغاز و سپیس به ترتیب الفبا کشورهای اشتراک کننده نما یشا ت ملی و عنعو ی خویش را به نما یش گذا شتند . از کشور عزیز ما افغا نستان محترم تورن نجیب الله ( اق ابدال ) محصل سا ل دوم اکادمی نیروهای زمینی کشورترکیه مقاله وشعراتی به زبان های دری و ترکی قرا ئت گردید که توجه حاضرین تالار را به خود جلب نمود.
Türkiye Türkiye topraklarına selam Kahraman insanlarına selam Tarihin özeldir cennet mekân Yüce önder ATATÜRK e selam Alimi meşhur Mevlana-yı belh Gazi Osman ve Sinana selam Manzaran güzeldir güzel diyar Yunus Emrelere diyarına selam Sevgi dolu askerlerin gönlünde Saygılarla benden onlara selam Bayrağın dır iftihar milletin Parlıyor ay yıldızı ona selam Sonsuz olsun kardeşlik bağları Türkiye sana ve halkına selam حضار گرامی مهمانان عالیقدر ! نخست به نمایندگی ازافسران مداوم افغانی مقیم کشوردوست و برادر به منا سبت تجلیل و بزرگداشت از روز همبستگی دوستی وبرادری کشورهای جهان که همه ساله از طرف قوماندانی اکادمی های حرب ترکیه برگزار می گردد اظهار سپا س نموده به ارزوی تامین امنیت سراسری واستقرار صلح دایمی و قطع خونریزی در کشور عیزیز ما افغا نستان به این امید وارزو سخنان خویش را به پایان می برم ای صلح زود تر بیا در دیا رما روشن شود زنور رخت شام وتارما ما را به دیده کم مبین بیش از این دگر کا ندر زجهان صلح بود افتخار ما درآخر مراسم هیت رهبری آکادمی های ترکیه مع مهمانان واشتراک کننده گان محفل در محل ویژه برای صرف غذا تشرف بردن که هرکشور اشتراک کننده غذا وطعام های متنوع ملی شان را تهیه نموده بودند ابتدا از طعام های افغانی دیدن وخوردن را شروع نمودند همه علاقه مندی خاص به پهلو وقورمه افغانی ودیگر چیز های تهیه شده داشتند زنان ومردان اطفال همه به نزد مان می آمدن می گفتند : غذا افغانی را خیلی دوست داریم ، بسیار با مزه است، نبست به غذای سا ئیر کشورها از طعم ولزت خوب برخورداراست. ادامه دارد.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/02/20 و ساعت
11:19 بعد از ظهر |
شب های زمستان و کتابخوانی در پنجشیر
دوستان عزیز!
مقاله تحت عنوان ( شب های زمستان وکتابخوانی در پنجشیر ) نویشته آقای نظری پریانی را بعد از مطالعه نمودن ،لازم دیدم که نظری خویش را در رابطه به کتابخوانی مردم علم پرور پنجشیر به شرح زیر چنین بنگارم :البته از ایام کودکی ام در ست بیاد دارم وامروزه هم مردم پنجشیر از آنها به عنوان مثنوی خوان ومثنوی دان یاد می کنند که تنها در شهرک پریان شخصیت های نذیرمرحوم مولوی محمد انور (انوری) حاجی ملا عبد السلام آخنذاده ، حاجی مرزای کلان، ملا عباس ملاشمس الدین محمد الرحمان و قریدار محمد عزیز ازجمله کسانی بودند که به سطح پنجشیر در مجالس ومحافل کتاب خوانی اشتراک می کردند ، اما در آن میان لیاقت ودانش مولوی محمد انور انوری را در سطح پنجشیر در رابطه به تفسیر ومعنای مثنوی هیچ عالم دین نداشت .
ادامه مطلب + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 88/01/03 و ساعت
8:14 قبل از ظهر |
ماموریت کرم ها نام مجموعه طنز اثر گران مایه از آقای مبارکشاه شهرام است که در سال جاری یعنی برج حوت ۱۳۸۷ ا قبال چاپ یا فته است
آقای مبارکشاه شهرام یکی از طنزنویسان جوان ومستعید کشور بوده که در مطبوعات چاپی وتصویری با در ایت وتوانمدی خوب می در خشند. ماموریت کرم ها با داشتن طنزها جالب ودلنشین هرخوانده را به حیرت وخوشی وخنده وامی دارد. این طنز نویس جوان با دید ژرف ودیده دور بین شان موضوعات روز ومشکلات جهان را در قالب ژانر طنزی تحریر نموده است. مبارکشاه شهرام درقریه بردامنه واقع کرپیتاب پریان پنجشیر دیده به جهان هستی گشوده وتحصیلات شان تادره جه بکلوریا در لیسه خواجه عبد الله انصاری ادامه دادند. اما نبوغ ودرایت شان قابل قدر می باشد. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/12/20 و ساعت
8:8 قبل از ظهر |
مردم شهرستان پریان پنجشیر حسب رسم ورواج ویژه محلی شان از روز نوروز به عنوان یک روز تاریخی که مصادف است به حادثه قوم عاد ۱۸ حوت را همه ساله با برگزاری مراسم ومحافل جشن می گیرند.امسال نیز به مانند گزشته از این روز تجلیل به عمل آمد. مولوی عبد الحنان به این با ور است که خداوند عزاب را بالای قوم عاد مقرر نموده بود که هفت روز وهشت شب را در برگرفت د راین مدت منکران وظالمان وکسانیکه ایمان به خدانداشتند به اثر قهر باد هلاک شدند. اما مومنین واهل ایمان را خداوند از این عزاب نجات دادند سپس آنها این روز را که بعد از سپر ی شدن ۹ روز تاریکی که شب را از روز و روز را از شب فرق نبود بنام نوروز خواندند. وی افزود : اهل ایمان به پاس نجات شان شکر الله (ج) بجا آوردند ، خیرات وصدقات نمو.دند جشن گرفتند واین روز را نوروز نامی دند. مردم پریان این روز را بنام (نوروز قاضی) یادمی کنند، در پریان رسم ورواج وعنعه متفاوت نسبت به دیگر مناطق پنجشیر وجود دارد. مردم پریان مراسم نوروز را در ۱۸ حوت جشن می گیرند. مراسم سال نورا در آغاز سال روز نخست ماه حمل بجا می آورند. جشن دهقان را نظر به شرایط موسمی در۲۵حمل می گیرند.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/12/18 و ساعت
7:55 قبل از ظهر |
ای رونق دوعالم از ملت محمد
ای افتخار آدم ازدولت محمد
ایمین شده است دلها ل ز هیبت وسیا ست چون حرف رحمت آمد برنوبت محمد در با رگاه سدره روح الا امین نداند سر که دارد وحق با حضرت محمد در روز عرض اکبر بینی که امتانش آزاد گشت زآتش از برکت محمد مردم شود گریزان فردازدوزخ اما دوزخ شودگریزان از امت محمد فقط اسلام باید حکومت کند فقط نجات انسا نها ا زمنجلاب بد بختی ها د راین کره خاکی در روشنی اسلام امکان دارد وبس تنها همان اسلام عزیز که حضرت محمد صلی الله علی وسلم به جها نی هان معرفی نمود. اطاعت از قرآن وسنت ال بیت صحابه بزرگوار کوتاه ترین راه نجات انسا نهادر دنیا وآخرت ا ست. میلاد حضرت محمد مصطفی رهبر انس وجن وبرگزیده ترین انسان خدا را به همه مومین وامتان آنحضرت تبریک می گویم. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/12/17 و ساعت
10:12 قبل از ظهر |
وطن عزیزمن افغانستانBenim aziz vatnım afghanistan Doğdum ben buradaدر این من تولد شدم Memleketim de dert ortağımde Benim aziz vatnım afghanistan Nam salmış yedi cihanda Bereketli toprağı ve kahraman insanıyla Benim aziz vanımafghanistan Uyanıyor yavaşça gelişecek yıllarca Benim azizvanımafghanistan + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/12/08 و ساعت
8:8 قبل از ظهر |
Bu güzel yurdumuzdaاین وطن زیبا من است Hür doğduk hür yaşarızدر این تولد شدم وزندگی میکنم Gerekirse yurt içinاگر بخاطر وطن ضروت باشد Can vermeye koşarızجان خودرا می دهم Vatan millet sevgisiبه وطن ملت عشق دارم İter bizi ileri به ما همرا Karaman afgan milletiبه ملت قهرمان افغان Asla kalamaz geriهرگز به عقب برنمی گردم + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/12/03 و ساعت
8:18 قبل از ظهر |
به اثر برف بار یهای شدید این هفته سرک پریان دشت ریوت مسدود بوده وراه رفت وامد بین قریه ها ی پریان قابل عبور ورفت وآمد نمی باشد، اندازه برف به یک متر وبست سانتی می رسد ، مردم این شهرستان به مشکلات شدید مواجه هستند ، تا کنون به اثر برف کوچ چهار تن از اهالی پریان از ان جمله یک زن نیزجان شان را ازدست دادند. امراض موسمی نیز جان صد ها طفل ومرد وزن را تهدیدمی کنند.دوا لازم به دسترس آنها قرار نمی گیرد.حیوانات هم از اثر سردی به امراض وکم بودی غذا مواجه اند.
تاهنوز از طرف موئسسات ومراجع کمک کننده کدام اقدام ضروری صورت نپزیرفت. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/11/27 و ساعت
8:46 قبل از ظهر |
سرانجام محمد حکیم ( نظری پریانی )شاعر ونویسنده جوان کشور ودر عین حال دبیر بخش خبر روزنامه پیمان بعد از سپری کردن نه روز را در نظارت بلا اخره از بند رها گردید، نام برده چند قبل به اساس نشر مقاله در روزنامه پیمان تحت عنوان( پیش بنی جنگ سوم جهانی )از سوی مسولین امنیتی کشور در باز داشت بسر می بردند.
آقای نظری پریانی در این امر خودرا غیر مسوول دانسته ونشر مقاله را یک اشتباه خواند ، نشر مقاله پیش بنی جنگ سوم جهانی در روزنامه پیمان خشم علما ی دین ومردم متدین افغانستان را برانگیخت در اعلامیه از سوی شورای علمای افغانستان محتوا این مقاله را دعوت بسوی الحاد خواندند. مسولین روزنامه پیمان از خداوند منان واز تمام مردم مسلمان علی الرغم نشر این موضوع معذرت خواستند. این امر دلیل بر بیگناه بودن تیم روزنامه پیمان واشبااً نشر شدن این مقاله را نشان می دهد. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/11/06 و ساعت
12:58 بعد از ظهر |
دوستان عزیز!
ایام عید سعید اضحی را به همه مسلمانان جهان تبریک عرض میکنم + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/09/12 و ساعت
9:0 قبل از ظهر |
علاقه مندان محترم !
نظر به ازدیاد کار نمی توانم همه روزه در خدمت دوستان باشم. بناً با مطالب خوبتر وزیبا بعداً می آیم.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/07/22 و ساعت
12:30 بعد از ظهر |
دوستان وعزیزان!
من به نوبه خود، پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به شما وهمه مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم. دوستان! با آرزوی قبولی طاعات وعبادات تان ضمناً این ایام خجسته وفرخنده را از خداوند متعال روزی آسودگی از آتش غفلت ونجات از زنجیرنفس اماره خوا هانم . + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/07/08 و ساعت
8:7 قبل از ظهر |
سلام دوستان وهمرا هان ! اولین سالگردافتتاح وبلاگ پریان باستان را به شما تبریک عرض میکنم ، در اولین سالگرد ، می خوایم وبلاگ را فعال تر وبهتر ترکنیم واین کار نیاز مندهمکاری دوامدار شما دوست داران فرهنگ وتاریخ بشری است. دوستان عزیز! هفته ها ، ماه ها ، روزها، وساعات ودقایق را تااین مدت پشت سر گزارندیمو به این لحظه رسیدیم، یعنی( ۱/۷/۱۳۸۶ که مصادف است با اولین سالگرد تولدوب پریان باستان با شکل وشمایل امروز، یعنی در این وب از سه قطعه عکس بیشتر نیست متا سفانه بیشتر از این نتوانستم از عکس استفاده نمایم. دوستا ن محترم! وبلاگ پریان باستان امروز یک ساله شد در این یک سال سعی شد با انتخاب موضوعات مختلف معلوماتی، تاریخی ،فرهنگی ، سیاسی اجتماعی وبا ستانی تا کمکی به افزایش ومعلومات دوستانم نمایم. با تشکر از دوستان وعزیزان مان که از روی لطف ودانش شان ، نظر دادند، در جهت معرفی وب لینک کردند . همچنین از لطف ومحبتی شمار ا زدوستان که با نظریات انتقادی واصلاحی شان با من تا الحال همرای وکمک معنوی کردندجای دارند که مشت نمونه خوروار از نام چند تن شان تذکر بعمل آورم( غلام حضرت حسنی باران ، پادشاه بینا ،محمد حسین آریایی نژاد، حضرت ظریفی، فیروزه عسکری ،انجینر ضیاالحق ، نقیب الله رهسپر، سید زکریا راحل ، ناصر،حسیب حاجتی،عطا الله ،سید ضیایی قاسمی،آرین پور، کاشفی ، نادر نظری، غفار صالحی، شریفی ومحمدالدین نقی زاده .محبت ونظریات که نسبت به این جانب دارندسپاس گزاری می نمایم، وامید وارم که در آینده بتوانیم همکاری بهتر باهمدیگر داشته باشیم. دوستان گران قدر! می توانید جهت هرچه بهتر شدن این وب نظریات، انتقادات وپیشنهادات خودرا وارد نمایید. تا نظریا ت شما دانش ام را تقویت کندومبنای درست فهمی وخوب نویشتاری در مطا لب ایجادگردد. با عرض ادب واحترم به همه دوستان که به این وب سر زدند ویا خواندن ونظر دادند ویا هم در آینده نظر می دهند. جان آقا خلیل مدیر وبلاگ پریان باستان. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/31 و ساعت
10:32 قبل از ظهر |
مجله عقدتی سیاسی بنام (به سو مسجد ) اولین شماره آن با مطالب اعتقادی ، سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی واخلاقی در اول سنبله ۱۳۸۷هـ شـ آخراً در آسمان مطبوعات کشور مان افغانستان طلوع کرد. مجله به سو مسجـــــــــد توسط جناب محترم مولوی حبیب الله حسام امام مسجد جامع میلاد نبی (ص) واقع گردنه با غ بالا کتابحانه المنار وعضوی نمایندگان شورای ولایتی کابل تاسیس گردید. این مجله به مدیر مسئول محترم دکتور هجرت الله جبرئیلی طبع ونشر می گردد. مجله بسو مسجدبا داشتن مطالب آتی به شکل تصویری مزین بوده که عبارت اند از: بشارت به رمضان. نگاهی به نقش تاریخی مسجد در پرورش جامعه متمدن. اعدام فرعون امریکا! از دیدگاه... مدیریت خانواده در پرتوسنت نبوی. اسیب شناسی. معضل سرگشتگی نسل دوم جهاد. از کیششی مسیحی تا دعوتگری اسلامی. منظومه فکراسلامگرایی. موارد فوق عمده ترین مطالب وعناوین این مجله عقدتی سیاسی را تشکیل داده است.
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/24 و ساعت
10:52 قبل از ظهر |
دوشنبه ۱۸ سنبله۱۳۸۰ درتاریخ افغانستان یک روز فراموش ناشدنی است.هفت سال پیش مردم افغانستان در چنین روزی بزرگترین فرماندی جهاد ومقاومت را در اثر یک حادثه انتحاری توسط دو تروریست عرب ازدست داده اند
مسعود بزرگ رهبر اصل جهاد ومقاومت درطی مبارزات اش عملاً دومتجاوز شمال وجنوب را شکست واینک شاهد همبستگی جوامع بشری با مردم افغانستان می باشیم. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/16 و ساعت
11:20 قبل از ظهر |
شهید قلب تاریخ است. بتاریخ ۱۸ سنبله روز شهید فرا می رسد ، یاد از خاطرات مجاهدان و کمک تفقد ودلجوی از بازماندهگان آنها وظیفه دولت ومردم آزاد اندیش است. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/16 و ساعت
10:57 قبل از ظهر |
هجده سنبله ۱۳۸۷هفتمین سالگردشهادت رهبر اصل جهاد ومقاومت ملی مردم افغانستان شهید احمدشاه مسعود غازی (رح ) است.
هفته شهید یاد از رشهادت ، ایثار وفداکاری فرزندان دلیر این مرزبوم در مقابل تجاوز ی جنوب وشمال ( کمونیزم وتروریزم ) است. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/14 و ساعت
9:57 قبل از ظهر |
۱- معرکه بدرکبرا در ماه رمضان واقع گردید.
۲- فتح مکه که فتح اکبر است نیز در همین ماه بوقوع پیوست. ۳- شمار از حوادث غزوه تبوک در همین ماه واقع شده است. ۴- سرزمین یمن در همین ماه بدست مسلمانان فتح شد. ۵-انهدام بتخانه ( عزی) بدست خالد بن ولید درهمین ماه صورت گرفت. ۶ـ جمع از نمایندگان قبیله ( ثقیف) از منطقه طایف جهت مشرف شدن به اسلام در همین ماه آمدند، اعلان واطاعت وتسلمی وانهدام بت دیگر بنام ( لات) درهمین ماه صورت گرفت. ۷- یوسف بن تاشفین با لشکر خود منطقه از لاقه از مربوطات پرتگال امروزی را فتح نمودند. ۸- قریه بین لبنان نابلس با عین جالوت از مربوطات آن در همین ماه بدست مسلمین فتح گردید. ۹- فتح اندلس از مربوطات اسپانیا ی امروز ی در همین ماه به وسیله ای سپا ه اسلام قوماندان طارق بن زیاد صورت گرفته است. + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/13 و ساعت
10:37 قبل از ظهر |
به اساس روایات تاریخ روزه گرفتن از سده های پیشن در بین ملتها وتمدنها به شکل وسیع وگسترده رایج بوده وهر ملتی این عبادت را حسب عقاید وآئین خود بجا می آوردند.شماری از فیلسوف های یونانی به این باوربودند: (که روزه گرفتن تحولاتی درروح وجسم انسان بوجود آورده و قدرت راهگشایی به طرف الهام روحانی ومعنوی در فرد می گردد. هندو ها به این با وراند که روزه گرفتن با عث هدایت وآرامش روح می شود، آنها درروزهای اول وچهارم ماه موقع ماه گرفتگی وبت پرستها روزهای اول ،نهم، پانزدهم وبیست دوم ماه را روزه می گرفتند. مسحیان هم در روزهای مختلف روزه می گیرند. مسلمانان با برنامه معین ومشخص رکن سوم دین مقدس اسلام را سالیانه تحت عنوان ( ماه روزه ) جزء از وظایف اصلی وافضل فرایض دینی خود می دانند و مدت سی روز را روزه دار می باشند.در دین مقدس اسلام زمان روزه فرض گردید ه است که حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم ،در این روز با خطاب به اصحاب کبار اش چنین ارشاد فرمود: ترجمه( ای انسانها ! ماه خــــــــــــدا (ج) (رمضان) با برکت ،رحمت ومغفرت به سوی شما می آید.) ماه مبارک رمضان نزد الله تبارک وتعالی برترین ماه ها ،روزهاوشبها بوده وساعات آن بهترین ساعات است، دراین ماه روزه داران به ضیافت خداونددعوت شده وشایسته مهمان خدا گردیده اید. درماه رمضان نفسهای شما ذکر وخوابهایتان عبادت به شمار می رود، اعمال ودعا های شما از جانب خدا مورد قبول قرار می گیرد. با قلب صفا از الله تبارک وتعالی بخواهید تادرگرفتن روز به تلاوت قرآن مجید هم توفیق بدهد. پیغمبر بزرگ اسلام ناجی بشریت حضرت محمد (ص)در حدیث دیگری ارشاد نمود:( اگرمی خواهید پریشانی قلبها یتان را از بین ببرید در ماه مبارک رمضان وسه روز هرماه را روزه بگیرید.) بلی ! روزه یکی ازپنج اصل اسلام بوده، یکی از احکام انسان ساز می باشد.آگاهی کامل از تمام فواید وپی بردن به فلسفه آن همچون تمام موارداحکام الهی برای بشریت عادی وناممکن نمی باشد. اگرجه گفته می توانم که دانش محدودامروزه بشر نمی تواندراهگشایی همه اسرارنهفته با شدواندیشه را به مجهولات رهنمون سازد، شاید روزی فرا برسد که دانش انسان به حدی از درایت وکمال برسد دروازه ای به روی بشر باز شودو مفاد وحکمت ها ی همه دستورات اسلام را برای بشریت شناسایی نمایند. روزه گرفتن اطاعت وعبادت کورکوران نیست بلکه برعلم الیقین وعین الیقین استوار است، مسلمان می داندکه خدای مهربان به همه چیز عالم قادر است، نقص ونیازی در ذات پاک اونیست که از افعال واعمال ماسود بخواهد و یااز زیانی بهراسد. خداوند رحمان خیر محض است، وبرای بندگان خویش جز خیر وفلاح چیز نمی خواهد. پس اگر به فعل امر میکند خیر مان در انجام آن است ،بدون شک روزه یکی از برنامه های مترقی ومتعالی دین مبین اسلام بوده وضامن صحت مندی جسم وجان وتزکیه نفس واخلاق انسان می باشد ، اینجاست که گفته می توانیم ،کمال ترقی وتعالی ما به آن بستگی دارد،که روزه بگیریم ودر ماه مبارک رمضان مهمان خدا باشیم، در هر موقعیت اجتماعی که هستیم ، با ید با کمترین دخل وخرچی می توانیم از این ماه مبارک بهره مند شویم ، تابا پیکار نمودن با نفس جهت آماده شدن برای پیکار های سخت برونی آمادگی کامل داشته باشیم + نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/06/10 و ساعت
11:35 قبل از ظهر |
نشریه سمیر ، یگانه ماه نامه بوده که توسط پروژه (عدلی وقضای افغانستان )بعد از تشکیل دولت منتخب ( جمهوری اسلامی افغانستان)درولسوالی پریان پنجشیر ایجاد گردید. با ایجاد و تشکیل مراکز فرهنگی پریان وگزاشتن وسائل مدرن با تکنالوژی جدید به این نهاد ، زمینه مساعد گردید که تا در راستای آگاهی دهی مردم این ولسوالی و در جهت بلند بردن سطح دانش جوانان واز طرف دیگر آگاهی دادن به قانون وعدالت اجتماعی ، تا اکنون گام های نسبی را د راستای نشر وپخش قانون عدلی وقضای وهمچنان معلومات در باره شخصیت های فرهنگی گمنام اماکن مقدس ومحلات تاریخی بر دارد. عده از جوانان وقلم بدستان ولسوالی پریان در این ماه نامه کار وفعالیت دوام دار ی دارند ، که از آن جمله کار کنان مرکز فرهنگی پریان را می توان نام برد. ۱- مولوی خیر محمد ( محمدی) مسوو ل مرکز فرهنگی پریان. ۲- محمد سعید. ( عضو) ۳- نیک محمد( جویا) ( عضو) ۴- برهان الدین غلامی (عضو) این مرکز فرهنگی نظر به مشکلات اقتصادی که دارد و عدم توجه دقیق مسوولین این ولسوالی به فرهنگ وارزشهای تاریخی ، وحفظ اصالت های فرهنگی وارزشهای اسلامی به آن شکل که باید وشاید در بین مردم پنجشیر کار وفعالیت میکرد تا اکنون موءفق به آنجام کار های مثمری نشد ه است .
+ نوشته شده توسط جان آقا خلیل در 87/05/29 و ساعت
8:53 قبل از ظهر |
|
|